
مادران صلح امروز دوشنبه _14 آبان 1386_ از صبح زود مقابل ورودي دبيرخانه قوه قضاييه حاضر شدند تا با گفت و گو و مكاتبه با مسولان حكم دو سال و نيم زندان دلارام علي را تغيير دهند، اما بعد از ظهر با اعلام اينكه حكم متوقف نخواهد شد دادگستري استان تهران را ترك كردند.
ساعت هنوز به 9 صبح نرسيده است كه حدود 15 نفر از مادران صلح گرد هم ميآيند تا نامه خود را به قوه قضاييه ارايه كنند. مادران همچنين كپي نامه دلارام و متن رونوشت شيرين عبادي بر آن را نيز در دست دارند تا بتوانند با ضميمه كردن اين مدارك به نامهشان مسولان را از ناعادلانه بودن اين حكم مطلع كنند.
شيرين عبادي وكيل دلارام علي حكم ابلاغ شده براي او را خلاف شرع و قانون مي داند و با دست خط خودش روي نامه پاراف كرده است و درخواست تجديد نظر حكم را دارد.
دلارام علی 22 خرداد سال 85 در تجمع اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر همراه با ضرب و شتم زیاد دستگیر شد.دست وی در اثر ضرب و شتم شکست.دادگاه بدوی و تجدید نظر او را به بیش از دوسال زندان محکوم کرده اند.
سرباز نيم نگاهي به زناني ميكند كه در ابتداي خيابان جامي ايستاده اند :" براي ما دردسر ايجاد نكنيد، اين نوعي تحصن است. لطفا يا برويد داخل و يا اينكه متفرق شويد.»
اين سوي بن بست دفتر تشخيص مصلحت نظام ديده ميشود و در كوچه سمت راستي هم دفتر دبيرخانه قوه قضايه قرار گرفته است. سرباز دم در ميگويد:« دو نفر به عنوان نماینده بالا بروند.همه تان كه نمي توانيد برويد داخل.»
خديجه مقدم و مادر دلارام علي دو طبقه ساختمان دبيرخانه را بالا ميروند و ديگر مادران صلح هم دم در دبيرخانه منتظراند.
همه از شنيدن خبر حكم دلارام شوكهاند.حکم اولیه دادگاه دو سال و ده ماه حبس و 20 ضربه شلاق بود که دادگاه تجدیدنظر دو سال و شش ماه زندان و ده ضربه شلاق را تایید کرده است.حکم به دایره اجرای احکام ارسال شده است و ماموران این دایره به وکیل دلارام اخطار داده اند که موکلش هرچه سریع تر خودش را معرفی کند. در چهره خديجه مقدم كه هميشه آرامش موج ميزند اندوهي پنهان است.
می گوید:" متن نامه ما شامل درخواست قانوني ماست. خواست ما رسيدگي به وضعيت حكم دلارام و درخواست توقف آن است.از 500 مادر عضو در گروه مادران صلح هم 15 نفر به نمايندگي اينجا حاضر شدهاند. آخر ما انقلاب كرديم كه نسل جوانمان براي شركت در يك تجمع قانوني دو سال و نيم زندان برود. ما مادران صلح هستيم و امروز در پيش نسل جوانمان شرمنده ايم"
كمي تامل مي كند و مي گويد:« تا موضوع دلارام را به كارشناس قوه قضاييه گفتيم، گفت كه خبر را مي داند و همين امروز در روزنامهها خوانده است.»
ساعت نزديك ده صبح است و اخبار اندكي خوشتر مي شود. مادر دلارام كوچه باريك را تا تجريش ميرود تا شناسنامه دخترش را بياورد.
مقدم مي گويد:« گفتند كه نامه اي خطاب به آوايي_ مشاور رييس قوه قضاييه _ بنويسيد مبني بر اينكه حكم ارايه شده براي خانم دلارام علي خلاف شرع و بين است.»
براي اينكه نامه نوشته شود بايد مدارك شناسايي كامل باشد و مادر دلارام با لبخند پهني كه بر چهره دارد، جمع رابه مقصد خانه و شناسنامه ترك ميكند.
شناسنامه هم مهيا ميشود. مادران صلح با نامه پاراف شده به دست خطاب به آوايي به دادگستري تهران ميروند. آوايي نيست و اسكندري جانشين معاون آوايي پاسخگوي آنها است . می گوید:"امكان توقف حكم وجود ندارد. اما ميتوانيد براي پيگيري روال اداري چهارشنبه اين هفته يا شنبه هفته آينده باز هم سر بزنيد. نامهتان حتما بررسي خواهد شد.»
ساعت نزديك به 2 عصر است. بي نتيجه ماندن يك پيگيري از 9 صبح تا 2 بعد ازظهر مادران صلح را كلافه كردهاست. كلافگي اجراي حكمي كه در آن نه نشاني از عدالت ميبينند و نه تصويري از توجه به نسلي كه خواستههاي ديگري دارد.
صدايي از داخل جمع به گوش مي رسد:« شهروندي را در يك تجمع دستيگر كنند. به او صدمه برسانند و آخر سر هم نه پليس كه شهروند را محكوم كنند.»
مادران صلح راهي خانه و كار مي شوند و حكم دلارام علي همين امروز و فردا اجرا خواهد شد